دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹
فرهنگ

«آتیش‌پاره» به کتابفروشی‌ها آمد

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «آتیش‌پاره» نوشته فاطمه بختیاری به‌تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌رمان برای نوجوانان با حال و هوای طنز نوشته شده است.
داستان «آتیش‌پاره» درباره دختر نوجوانی به‌نام زهراست که جنب‌وجوش زیادی دارد و در سال‌های جنگ تحمیلی در یک روستا زندگی می‌کند. همسایه خانه زهرا، پیرزنی به‌نام مَش‌طلعت است که پسرش جعفر به جبهه رفته و برای مادرش نامه می‌نویسد. زهرا نامه‌های جعفر را برای مش‌طلعت می‌خواند و عوض این‌کار، عسل می‌گیرد.
جعفر مدام به جبهه می‌رود و زخمی برمی‌گردد. به‌همین‌دلیل مردم روستا اسمش را رزمنده همیشه زخمی گذاشته‌اند. در ادامه داستان اتفاقی می‌افتد که شرایط زندگی زهرا را تغییر می‌دهند…
در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:
رفتم سر دیوار و سرک کشیدم. شاخه و برگ درخت انار آن قدر بلند بود که کسی مرا نمی دید. عموی جعفر داد زد: «خدا نگذرد از کسی که این نان را توی دامن من گذاشت.» نفهمیدم چرا سر یک‌تکه‌نان دعوا می کنند. رقیه‌خانم، زن عموی جعفر، با گریه گفت: «فهیمه شده یک‌تکه پوست و استخوان. از وقتی خبر زن گرفتن و بچه داشتن جفعر را شنیده، شب و روزش گریه شده است.» مش طلعت گفت: «شرمنده رویتان هستم… اما…» بقیه حرف مش طلعت را نشنیدم چون از پشت سر کشیده شدم..
این‌کتاب با ۱۹۰ صفحه و قیمت ۲۴ هزار تومان منتشر شده است.


متن کامل خبر:

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «آتیش‌پاره» نوشته فاطمه بختیاری به‌تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌رمان برای نوجوانان با حال و هوای طنز نوشته شده است.
داستان «آتیش‌پاره» درباره دختر نوجوانی به‌نام زهراست که جنب‌وجوش زیادی دارد و در سال‌های جنگ تحمیلی در یک روستا زندگی می‌کند. همسایه خانه زهرا، پیرزنی به‌نام مَش‌طلعت است که پسرش جعفر به جبهه رفته و برای مادرش نامه می‌نویسد. زهرا نامه‌های جعفر را برای مش‌طلعت می‌خواند و عوض این‌کار، عسل می‌گیرد.
جعفر مدام به جبهه می‌رود و زخمی برمی‌گردد. به‌همین‌دلیل مردم روستا اسمش را رزمنده همیشه زخمی گذاشته‌اند. در ادامه داستان اتفاقی می‌افتد که شرایط زندگی زهرا را تغییر می‌دهند…
در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:
رفتم سر دیوار و سرک کشیدم. شاخه و برگ درخت انار آن قدر بلند بود که کسی مرا نمی دید. عموی جعفر داد زد: «خدا نگذرد از کسی که این نان را توی دامن من گذاشت.» نفهمیدم چرا سر یک‌تکه‌نان دعوا می کنند. رقیه‌خانم، زن عموی جعفر، با گریه گفت: «فهیمه شده یک‌تکه پوست و استخوان. از وقتی خبر زن گرفتن و بچه داشتن جفعر را شنیده، شب و روزش گریه شده است.» مش طلعت گفت: «شرمنده رویتان هستم… اما…» بقیه حرف مش طلعت را نشنیدم چون از پشت سر کشیده شدم..
این‌کتاب با ۱۹۰ صفحه و قیمت ۲۴ هزار تومان منتشر شده است.

کد خبر ۴۹۳۱۴۲۴

صادق وفایی

مطالب مرتبط

ترجمه‌ «تاریخ فلسفه» ویلیام ساهاکیان بدون‌لهجه انجام شد

باران نیوز

تعطیلی کتابخانه‌ها برای جلوگیری از امانت کتاب و انتقال کرونا است

باران نیوز

کتاب‌های انتشارات الهدی با ۵۰ درصد تخفیف عرضه می‌شود

باران نیوز